تبليغاتX
بهار کویر


بهار کویر

معبود زیبای من



گذشت

گذشت

...

گذشت

مثل برق و باد

مثل خزان کویر

این آغاز از پی خزانی آمده که سر انجامش بهاری است جاوید...

جاوید و تا ابد جاوید...

دیگر این آغاز پایانی نخواهد داشت...

هرگز...

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 10:4 توسط نرگس| |

 

 

 

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن  دارم

 

 

 

نرگس من ! زیبای من !

سلام !

 

 

خواستم پیش از بهار

بهارم باشی

خواستم سردی دی را

انیس لحظه هایم باشی

 

پیش کش با تقدیم احترام

 

به یادگار از - خزان کویر -

خزان دیگری را در بهار رقم می زنیم

به یاد حزنی که ما را بهتری ساخت

و دیگری ساخت

ره توشه ای برای بهاری که می آید

و می ماند

و اشک را به منجلاب شوقی می برد

که گرمی دستان تابستان

سبزی  خویش می سازد

و سوز برگ ریزان پاییز را می خندد

چه اهمیت دارد اگر زمستان است

و برف درد هامان را می پوشاند

بارانی باشی در کویر وسیع دلت

و تنها .....

 

 

 

آرزومند آرزوهایت

مریم

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1384ساعت 20:36 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin