بهار کویر
معبود زیبای من
تنهایی من همان چیزی است که آرامشی ماندگار به من می دهد همان کوهی است که برای رسیدن به قله اش تجربه های تلخ و شیرینی را پشت سر گذاشتم. ولی این بار برای رسیدن به این اوج هیچ نگاهی و هیچ یادی را نمی خواهم!خود می روم با نگاه خود با دستانی پر نیاز و با نگاهی ژرف به آسمان تنهایی دنیا! هر بار که در این سفر کسی خواست که رنگی به آسمان تنهاییم دهد مرا شکست! شکست بی آنکه خود بفهمد!ولی این بار تنها سفر می کنم!شاید به همان اوجی برسم که عمری است نگاهم به دنبالش است! میخواستم به یادگار از پی بهار کویر همراهم باشی! با نسیم وجودت کویر دلم را رونقی بخشی! چه مهربان و دلنشین آمدی! وجودم را بهاری دیگر بخشیدی! ولی اکنون خود نمی دانم که بودنت را باور کنم یا خزان دلت را! آرامشی که به من بخشیدی نمی دانم چگونه می توانم به چشمان خسته ات بر گردانم! اگر می روی برو ! برو ! ولی مرا بی نسیم روحت هوایی نیست!
![]()
| Design By : Night Skin |



